فاطمه جان احمدى
131
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
حركت وادارد ، مؤثر واقع نشد ، هرچند اين خود نشانهاى از عدمبلوغ علمى بود كه جامعه اسلامى را دستكم تا نيمه اول عصر امويان محاط كرده و همچنان مانع بزرگى بر سر راه توسعه دانش بود . با اين حال امام اعتقاد داشت كه براى رسيدن به يك جامعه ايدهآل الهى متمدن و مرفه ، توسعه فرهنگى و توجه به تعليم و تربيت جامعه ضرورى است . امام حكمت و دانش را گمشدهء مؤمن مىدانست و معتقد بود كه « ارزش هر انسانى به اندازه چيزى است كه آن را نيكو مىداند و حكمت گمشدهء مؤمن است . آن را فراگيريد هر چند از دست منافق باشد . » « 1 » با اين همه ، آن چنان كه از شواهد تاريخى بر مىآيد ، امام عليه السلام شيوهاى ويژه در تربيت ياران و معاصران خود داشت . خطبهها و نامههاى آن حضرت حاوى توصيههاى مؤكد ايشان به علماندوزى است ؛ چنان كه در اندرزى گرانقدر به كميل فرمود : اى كميل ! دانش از دارايى بهتر است . دانش تو را پاس مىدارد و حال آنكه تو دارايى و مال را نگاهبانى ؛ دانش فرمانگزار است و دارايى فرمانبر ؛ دارايى با بخشيدن كم مىشود و دانش با آموزش فزونى يابد . « 2 » اهتمام و توجه امام عليه السلام به امر آموزش امرى انكارناپذير است ؛ چنان كه در مكتب او شاگردانى ممتاز چون ابواسود دوئلى پرورش يافتند كه بعدها در ابداع روشهاى جديدِ خط و نگارش ، جزو سرآمدان روزگار خود شدند . « 3 » امروزه در برخى موزههاى دنيا ، قرآنهايى كه با خط امام على عليه السلام و شاگردانش نگارش يافته ، نگاهدارى مىشود . در اين آثار مىتوان بهترين سبك نگارش قرآن را با بهرهگيرى از هنر خطاطى زيبا و شگرف قرون نخستين اسلامى ، مشاهده نمود . 3 . عصر امويان ( 41 - 132 هجرى ) تاريخ آموزش به دليل ويژگىهاى عصر خلافت بنىاميه دورهاى متفاوت را سپرى نمود ؛ زيرا از يكسو مركزيت خلافت اسلام از حجاز - به عنوان كانون فقه و حديث - به دمشق منتقل شد و از سوى ديگر مناطق تحت نفوذ قلمرو خلافت اسلامى در شرق و غرب عالم اسلام توسعه يافت .
--> ( 1 ) . همان ، حكمت 77 و 78 . ( 2 ) . غزالى ، إحياء العلوم ، ص 120 و نيز بنگريد به : ابنهلال ثقفى ، الغارات ، ترجمه آيتى ، ص 55 . ( 3 ) . جاحظ ، البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 82 و 136 ؛ آلوسى ، بلوغ الارب ، ج 3 ، ص 149 .